شریعتی در تاریخ؛ از داوری درباره گذشته تا گفت‌وگو درباره آینده ایران

محمدجواد حق‌شناس استاد دانشگاه و مشاور فرهنگی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: اگر استفاده از تعابیری مانند «شیاد» برای نقد یک متفکر نادرست است، پاسخ دادن با تعابیری چون گستاخی، نادانی یا بی‌ادبی نیز کمکی به بهبود کیفیت گفت‌وگو نمی‌کند. در چنین فضایی، به جای شکل‌گیری یک بحث فکری، شاهد تبدیل آن به نزاعی رسانه‌ای و شخصی خواهیم بود.
در اینجا می‌توان به یک معیار راهنمای قرآنی نیز اشاره کرد. : «وَجادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ». این آیه نه نفی گفت‌وگو، بلکه تأکید بر کیفیت آن است. اختلاف نظر امری طبیعی است، اما شیوه بیان آن بخشی از مسئولیت اخلاقی و فکری ماست.
بر این اساس: شریعتی را نه باید بر عرش نشاند و نه بر فرش کوبید؛ باید او را در جایگاه درستش در تاریخ نشاند. باید به قدر ضرورت آثارش را خواند، فهمید، نقد کرد و در صورت لزوم از او عبور کرد. اما شاید مهم‌تر از داوری درباره شریعتی، این باشد که ببینیم خود ما چگونه با میراث فکری‌مان و با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنیم.
در نهایت، جامعه ایران امروز بیش از آنکه نیازمند داوری‌های تازه درباره جزئیات زندگی یا ایمان شریعتی باشد، نیازمند نمونه‌هایی از گفت‌وگوی اخلاقی، عالمانه و مسئولانه است. اگر این مناقشه قرار است دست‌کم فایده‌ای داشته باشد، باید ما را به این درک برساند که نقد اندیشه می‌تواند صریح و جدی باشد، اما بی‌نیاز از توهین است؛ و اختلاف نظر، اگر با احترام و انصاف همراه شود، می‌تواند به سرمایه‌ای برای جامعه تبدیل شود، نه عاملی برای تشدید شکاف‌ها.
شاید از همین جا بتوان یک پرسش بزرگ‌تر را مطرح کرد: آیا وقت آن نرسیده است که بخشی از گفت‌وگوی سیاسی و فکری ما از بازخوانی بی‌پایان منازعات گذشته، به گفت‌وگو درباره آینده ایران منتقل شود؟ ما همچنان درگیر داوری درباره چهره‌ها و جریان‌هایی هستیم که هر یک متعلق به دوره‌ای از تاریخ معاصر ایران‌اند؛ از شریعتی ، آل‌احمد و مصدق تا چپ و راست و سنت و تجدد. حال آنکه نسل امروز حق دارد بداند سهم او از این همه مناقشه چیست و ایران فردا چگونه باید ساخته شود. شاید یکی از ضرورت‌های امروز، عبور از این دوگانه‌های فرسوده و رسیدن به گفت‌وگویی تازه درباره «جمهوری سوم» باشد؛ جمهوری‌ای که نه انکار گذشته است و نه اسیر گذشته، بلکه می‌کوشد از تجربه جمهوری اسلامی و همه فراز و فرودهای یک قرن اخیر برای ساختن آینده‌ای متفاوت، عقلانی، ملی و متکی بر شهروندان ایران استفاده کند.
شریعتی را نه باید بر عرش نشاند و نه بر فرش کوبید؛ باید او را در تاریخ نشاند. تاریخ برای ماندن در گذشته نیست؛ برای آموختن و ساختن آینده است. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای ادامه جنگ بر سر اینکه شریعتی چه بود، از خود بپرسیم ایران امروز چه می‌خواهد و نسل فردا چه ایرانی را می‌خواهد. اینجاست که گفت‌وگوی ما از شریعتی فراتر می‌رود و به پرسش بزرگ‌تری می‌رسد: آیا می‌توان از تجربه‌های گذشته عبور کرد و وارد مرحله‌ای تازه از حیات سیاسی و اجتماعی ایران شد؛ مرحله‌ای که می‌توان از آن با عنوان «جمهوری سوم» یاد کرد؟
شاید شریعتی امروز بیش از آنکه موضوع داوری ما باشد، فرصتی باشد برای اینکه از گذشته عبور کنیم و درباره وضعیت امروز و آینده ایران گفت‌وگو کنیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405052802238
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha